ناشئ اكبر ( مترجم : على رضا ايمانى )

26

مسائل الامامة ومقتطفات من الكتاب الاوسط ( فرقه هاى اسلامى و مسأله امامت ) ( فارسي )

سلمان فارسى و گروهى از بنى هاشم از جملهء آنان بودند . نقل شده كه چون مردم با ابو بكر بيعت كردند ، زبير شمشير خود را از غلاف بيرون كشيد و گفت : « با كسى جز على بيعت نمىكنم . » در اين هنگام عمر فرمان داد كه شمشيرش را بشكنند . همچنين روايت كرده‌اند كه ابو سفيان از على ( ع ) پرسيد : « چرا مردم براى انتخاب جانشين پيامبر ( ص ) سراغ فرومايه‌ترين و بىارزش‌ترين قبيلهء قريش رفتند ؟ اگر بخواهى من برايت سپاهى چشم‌گير از سواره نظام و پياده نظام فراهم مىسازم ! » سلمان فارسى نيز هنگامى كه مردم با ابو بكر بيعت كردند به زبان فارسى به آنان گفت : « كرديد نكرديد » ؛ يعنى براى پيامبر ( ص ) خليفه برگزيديد ولى اين كار را به درستى انجام نداديد . 6 . اسماعيل بن عليّه به نقل از جريرى « 1 » روايت كرده كه ابو نضره « 2 » چنين گفت كه على ( ع ) و زبير از بيعت با ابو بكر سر باز زدند ؛ ابو بكر به ديدار على ( ع ) رفت و معترضانه گفت : « از بيعت با من شانه خالى كردى در حالىكه من پيش از تو اسلام آورده بودم ! » او در ديدار با زبير نيز همين سخنان را اظهار نمود . 7 . همچنين روايت كرده‌اند كه على ( ع ) با ابو بكر بيعت نكرد مگر بعد از شش ماه . اين خبر را نيز گروهى از اصحاب ليث بن سعد از وى به نقل از عقيل از ابن شهاب ، از عروه براى ما نقل كرده‌اند كه عايشه گفته است : « فاطمه ( س ) در پيامى كه براى ابو بكر فرستاد ، ارث پدرش رسول خدا ( ص ) را از وى مطالبه نمود ، اموالى كه خداوند از غنايم مدينه و فدك در اختيار پيامبرش نهاده بود و نيز باقيماندهء خمس غنائم جنگ خيبر [ يا غزوهء حنين ] . ابو بكر در پاسخ گفت : پيامبر خدا ( ص ) فرموده است : « ما ( پيامبران ) از خود ارث به جاى نمىگذاريم و هرآنچه پس از ما باقى مىماند صدقه است . » خاندان محمد ( ص ) نيز از همين اموال تغذيه مىكنند و سوگند به خدا من چيزى از صدقهء رسول خدا ( ص ) را تغيير نمىدهم و براساس آنچه آن حضرت در

--> ( 1 ) . ابو مسعود سعيد بن اياس جريرى ( 2 ) . ابو نضرهء يا ابن نضره ، منذر بن مالك عبدى